تبلیغات
 دنیای کوچک من - زندگی پس از کنکور
تموم شددددد
چقدر سال بدی بود
همش درگیری ذهنی.خوب نبود.حس می کنم خیلی خراب کردم فک کنم موندنی بشم.همه به شدت ازم انتظار یه رتبه خوب دارن.دیروز عقد پسر عموم بود.همه میگفتن تهران باید بیاری شهر خودتون خوب نیست.یعنی دیگه تصور کنین چه وضعیه.دوستام همه میگن قبولی نمیدونن چه گندی زدم.میخوام این مدت رو بهش فکر نکنم خوش باشم فقط.
هنوز نیومده مامی منو به کار واداشته.یک ساعت بعد کنکور خونه بودم همش مامانم ازم کار میکشید گفتم بابا خستم بذارین یه کم استراحت کنم حداقل بری گفت مگه چیکار کردی فک کن رفتی دستشویی یه کم بیشتر طول کشیده
تربیت داداش ما رو داشته باشین.منظورشو که گرفتین؟
چاق شدم باید لاغر کنم مانتو هام تنم نمیرن.فک کنم به56رسیده باشم.خیلی نمیخوام لاغر کنم الانم جزو لاغرا محسوب میشم فقط یه کم باید شکم و پهلوهام رو آب کنم.دیروز همه بهم میگفتن چه لپ درآوردی خیلی بهتر شدیخودمم اینجوری بیشتر دوست دارم قبلا خیلی استخون بودم.انقدر ورزش نکردم کمرم خشک شده.
همش حس میکنم یه چیزی کم دارم حالا که درس نمیخونم شما هم اینجورین؟؟؟ولی خوبه.امسال خوندنم افتضاح بود از ترم1 به بعد افتضاح خوندم.دکتر بوذری بهم گفتن توتو تو قطعا زیر 500 میشی دوستام میگن اصولا هرچی بگن درست درمیاد فکر کنم من مورد نقضشون باشم.در کل آدم نخبه نمایی هستم از بیرون شبیه رتیه تکی هاازدرون7-8رقمی.کاش میشد حرفاشون درست در بیاد.
وب نویسی یادم رفته اصلا نمیدونم چی می نویسمنمیدونم چی میشه نمیخوام با کلیدایی که اومده درصدامو حساب کنم نمیخوام آرامش الانم از دست بره.میخوام از آزادیم استفاده متن تا با روحیه خوببمونم واسه سال بعد.

تاریخ : شنبه 26 تیر 1395 | 09:48 ق.ظ | نویسنده : t 24 | نظرات

  • paper | ثامن باکس | دانشگاه فسا