تبلیغات
 دنیای کوچک من - اینجا همه چی در همه
آخیییش.کامپیوتر محترم رو از سوییتمون به اینجا منتقل کردم.آخه مودم پایین بود حال نداشتم ببرمش بالا.من لپتاپ موووخواااام.اصنشم چرا قلی لپتاپ داره من ندارم؟و چرا نمیذاره من انگشتمو بهش بزنم؟؟؟حالا هییی بگین بین من و قلی فرق گذاشته نمیشه.بری هم رفت خدمت مقدس سربازی.افتاده بیرجند.با14 ساعت فاصله تا شهر ما.امید است که یه ذره مرد شود.این بری خیییلیی لوسه.یعنی کافیه یه ذره میکروب تو غذاش باشه کلی حالش بد میشه.یعنی من باید پسر می شدم جای این.تا وقتی هم که اینجا بود همش در حال دعوا با مامی بود حالا که رفته مامی صبح تا شب داره گریه می کنه که الان بچم چی میخوره.نکنه لباس گرم نداده باشن بهش.هر روز زنگ میزنه باهاش حرف میزنه.عملا پدر منه بدبختو دراورده.قلی احتمالا به ترتیب یا برق شهر خودمون بیاره یا شیمی نفت اهواز یا شیمی نفت صنعتی شهر خودمون.مامی همش دعا می کنه که این همینجا قبول شه نره اهواز.این یکی که دیگه بچه خوبه مامانه و تا حالا از خودش جداش نکرده و هر روز مامی میگه پسرم بیا تو بغلم بخواب.این قلی 18 ساله با185سانت قد استمنم تو زندگیم آرزو موند به دلم مامی یه همچین حرفی به من بزنه.حالا تصور کنین عخش مامان پاشه بره اهواز.من بدبخت میشم این وسط.باباهی با ذوق میگه اگه این هم بره بهترین تیکه های غذا مال خودم میشه.بیچاره نمیدونه اگه این بره مامانی هم حس غذا درست کردنش از بین میره و ما بر اثر سوء هاضمه می میریم.
منم که تو انتخاب رشتم فقط پزشکی و دندون زدم.کلی با خانواده بحث کردم تا راضیشون کنم دارونزنم با این که دولتی میارم ولی علاقه ندارم میرم بدبخت میشم الکی.خیلی شهر هارو زدم.شهرای پردیس که زدم بیشتر بودن از دولتی ها.گفتم خو اینا رو بزنم حداقل کلاس بیام پزشکی پردیس اوردم نرفتم.انتخاب رشته آزاد هم نمی کنم.مامی میگه بکن ولی نمیخوام با اینکه میگن اگه بیاری میفرستیمت ولی میخوام یه سال تلاش کنم اگه نشد برم.حتی به پردیس هم راضی شدن ولی خودم نمیخوام. درد اینه نمیگن پدرت دراومد تا همین رتبه رو اوردی و رتبه چندان بالایی نیست میگن دختره درسخون نبود با پول باباش رفت دانشگاهالبته زیاد برام مهم نیست ولی خوب میگم حداقل یه سال شانسمو امتحان کنم.
دلم یه مسافرت حسابی میخواد.باباهی به شدت سرش شلوغه مامی هم بدون بابام جایی نمیره قلی هم میگه حال ندارم.مامی میگه شاید خودمو تنهایی فرستادن.حالا یا میرم اهواز یا تهرانو مشهد.البته چون فک و فامیل حضور دارن میرم اینجاها و گرنه سفر اونجوری مجردی عمرا بذارن برم.هلاک ولایت مامان و بابامم.توی پیش بینی هوا همش بیشترین دما مال ولایت مامی جان و کمترین دما مال ولایت باباهی جانه.اینا چرا تعادل ندارن؟؟فک کنم تعادلشون شهر ما باشه.
میگم چرا من به هرکس میگم دارم رژیم می گیرم فحشم میده آیا؟؟من ژنتیکم از هر دو طرف اینه که از اول لاغریم ولی اگه بیفتیم رو دور چاقی خیلی چاق میشیم.بیشتر دارم رعایت می کنم که چاقتر از این نشم.فک کنم 54باشم.یه2-3کیلو کم کنم+شکم محترم حله.شبا شام یا سوپ میخورم یا نون ماست یا شیر.به شدت هم روی میزان کالری مواد غذایی حساس شدم مامی بم میگه وسواس پیدا کردی.مامان بزرگ جان هم خونه ماست ایشون از آدمایی هستن که مدل زمان قاجار فکر می کنن و عقیدشون اینه آدم های لاغر بدبختن و هر چه چاقتر باشی اصیل تر هستی.حالا تصور کنین من دارم رژیمشون میدمفک کنم صبح تا شب به من تو دلشون فحش بدن.تازه هی گیر میدن که چرا تو انقدر استخونی هرکی میبینه فکر می کنه نون نمیدن بهت بخوری.حالا فک کنم خودشون حداقل100کیلو رو دارن با این که قدشون حدود155هست.بگذریم
یکی بیاد بگه ملت چرا انقدر تو کار من دخالت می کنن؟؟دختر داییم میم میگه خریته توتو مونده حالا بمونه پزشک هم بشه چه فایده داره تهش میشه پزشک عمومی هیچ کس هم نمیره پیشش.فکر کنم به عقیده این عزیز تموم متخصصا و فوق تخصصا از اول عمومی نخوندن یهویی رفتن تخصص.حالا جالبش اینه که خودش میخواد بره پرستاری آزاد.تازه اگه بیاره چون رتبش بالای صد هزاره دیگه خودتون تصور کنین.یا هی میگن چرا نمیری دارو خوب یکی نیست بگه مگه من عقده ایم که صرفا برای این که اسم دکتر روم باشه برم رشته ای که بهش هیچ علاقه ای ندارم.یا طرف انقدر بچش رتبش نجومی شده که میخواد بره پیام نور از این بدون کنکورا بعد هی واسه من سخنرانی میکنه.کاش یاد بگیریم کمتر تو کار هم دخالت کنیم.
به پیشنهاد پردیس رمان  بامداد خمار رو خوندم.خیلی خوب بود پیشنهاد میشه.ملت عشق رو هم که کتابشو از پسر خالم گرفتم خوندم.ولی زیاد دوستش نداشتم کلا چندان رمان های عرفانی . فلسفی دوست ندارم.نویسنده های ایرانی رو هم قلمشونو بیشتر دوست دارم تا کتابای ترجمه شده رو.درس رو هم گهگاهی میخونم.ولی هنوز اساسی شروع نکردم.حتی فال pmcهم گفت برو درستو بخون
راستی چرا همه یا رفتن بیان یا رفتن بلاگفا؟؟بزنمتون؟؟چرا من توی این دو تا با گوشیم نمیتونم نظر بذارم؟؟من گوشی میخوااام

تاریخ : یکشنبه 7 شهریور 1395 | 01:32 ب.ظ | نویسنده : t 24 | نظرات

  • paper | ثامن باکس | دانشگاه فسا