تبلیغات
 دنیای کوچک من - دین و زندگانی
این مدت بدجور دارم عذاب می بینم.البته خیلی به کنکور ربطی نداره.ولی برای منی که برای رتبم حتی یه قطره هم اشک نریختم انقدر زیاده که نصف روزمو دارم گریه می کنم.بدجور  سختمه.حس می کنم خدا دلش میخواد اذیتم کنه.شاید چون که خیلی ازش دور شدم.شاید میخواد ارتباطمونو درست کنه.منم لج کردم.میگم تا همه چی حل نشه نمیخوام آشتی کنم.بیش از3هفتس که نماز نخوندم.اگه بخونم هم سه روز در میونه.امسال عجیب از خدا دور شدم.و برعکس من قلی عجیب امسال به خدا نزدیک شد.گاهی بهش حسودی می کنم.قلی تا سال پیش اصلا نماز نمیخوند.الان حداکثر فاصله اذان تا نمازش نیم ساعته حتی نماز صبحش.ماه رمضونو کامل روزه گرفت.ماهی که من حتی یه روزم روزه نگرفتم به بهونه کنکور و جالبیش اینه که تو اون زمان اون چند برابر من درس میخوند.به شدت از ماهواره تنفر پیدا کرده جوری که اگه من جلوش ماهواره ببینم کلی دعوا می کنه.اخلاقش خیلی بهتر شده.دیدین گاهی آدمای خیلی معمولی یه روشنایی تو صورتشون هست؟شاید مسخره به نظر بیاد ولی واقعا من همچین حسی نسبت به قلی پیدا کردم.شاید رتبه قلی خیلی عالی نباشه ولی با توجه به این که تا سال پیش اصلا لای کتابا رو باز نمی کرد و نهایی هاش رو عجیب خوب داد و تازه معدلش شد 17 با یه پایه داغون شروع کنه و رتبش بشه3100 خیلی عالی باشه.میگم شاید چون امسال با خدا دوست شد این اتفاق افتاد براش(حس می کنم کودک درون دو سالم داره این حرفا رو میزنه) و منم چون از خدا دور شدم خدا ازم انتقام گرفت و رتبم چیزی شد که تا حالا بهش فکر نکرده بودم.سر یه دوراهی اعتقادی قرار گرفتم.شاید خیلی از رفتارها و چیزایی که الان دارم صرفا به خاطر سخت گیری اعتقادیه که خانوادم دارن و خودم اصلا باورشون ندارم.یه سردرگمی عجیب پیدا کردم.توی یه چاه بدون نور ایستادم.به همه چیز شک دارم.خواهش می کنم قضاوت نکنید ولی من به قرآن هم شک دارم.به شدت نیاز دارم یکی منو با دلیلو منطق آگاه کنه.با مامانم هم که صحبت می کنم صرفا میگه چون فلان گفته بدون دلیل...وتهش ختم میشه به فریاد مامانم که میگه متاسفم که یه بچه ی بی اعتقادی مثل تو دارم.حس می کنم خیلی از رفتارهای مامانم بیشتر از اینکه به خاطر گفته های خدا باشه به خاطر حرف مردمه.فک و فامیل ما هم دو قطب کاملا متفاوتن.یه سریا اصلا اسلام رو قبول ندارن یه سری هم به شدت مذهبی.البته خوانواده من اونجور خشکه مقدس نیستن ولی خوب به نسبت مذهبی به حساب میان.به حجاب اعتقادی ندارم.به نماز.به خیلی چیزای دیگه.و نسبت به آ.خ.و.ن.د ها هم آلرژی پیدا کردم.شاید از وقتی که خبری شنیدم که دو تا از همینا که فامیل خیلی دور ما هستن به چند تا دختر ت.ج.ا.و.ز کردن.اینا به شدت سخت گیر بودن تو دین.البته یه قشر رو به خاطر چند نفر خراب نمی کنم ولی در هر صورت کم از این موارد ندیدم.گاهی میگم مگه تورات و انجیل انحراف پیدا نکردن؟از کجا معلوم توی این1400سال که زمان کمی هم نیست و دوره هایی که راحت آیه و حدیث سازی کردن قرآنو عوض نکرده باشن؟کاش یک یباشه که حداقل منو از این شک ها در بیاره.نظرتونو بگین لطفا.
*قلی برادر دو قلومه



+دیشب با قلیconjuring2رو دیدم.خیلی مسخره بود.اصلا ترسناک نبود.یکش خیلی ترسناتر بود.توصیه می کنم نبینینش



تاریخ : شنبه 13 شهریور 1395 | 02:31 ب.ظ | نویسنده : t 24 | نظرات

  • paper | ثامن باکس | دانشگاه فسا