تبلیغات
 دنیای کوچک من - چیزی به نام عادت
هیچوقت فکر نمی کردم به جایی برسم که بتونم یه هفته تمام خودمو تو خونه حبس کنم.بیرون رفتنم فقط هفته ای یه بار برای مشاوره شده.همین.هرچند خل شدنو که داشتم:))وضعم جوری شده که تا میرسیم به اتوبان مامی جان میگه دخترم رسیدیم اتوبان هرچقدر دلت میخواد خل بازی دربیار:))اونجاس که یه آهنگ فوق شاد میذارمو صدای ضبط ماشینو تا ته زیاد می کنم و خودم با فریاد آهنگو همراهی می کنم;)و زیر پل ها کلمو میارم بیرونو جیییییغ می کشم تا خودمو خالی کنم.احساساتم دقیقه ای عوض میشه.ولی الان عالیم.شاد شاد و پر انرژی.دیگه نه به رتبه فکر می کنم نه به رشته و فقط میخوام از زمان حالم لذت ببرم.چقدر این تصمیم آرومم کرده.
امروز مدرسه ی کنار خونمون آزمون وردوی نمونه دولتی برگزار میکرد.حدود 8صبح بود که گفت داوطلبان گرامی...بقیشو نشنیدم.فقط چند لحظه قلبم ایستاد.خیلی یهویی گفتن.یهو استرس بدنمو گرفت.ولی خوب به استرس غلبه کردم.هیچ چیز دیگه کاری نیست...
خلاصه.من خوبم.همه چی خوبه.ولی به دعاتون نیاز دارم.دعام کنین 20سال دیگه با لبخند به اتفاقات این چند ماه نگاه کنم و از تقدیری که داشتم،حالا هرچی هم که باشه،لذت ببرم:))

تاریخ : جمعه 9 تیر 1396 | 01:53 ب.ظ | نویسنده : t 24 | نظرات

  • paper | ثامن باکس | دانشگاه فسا